ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
180
تاريخ گيلان ( فارسى )
اشتغال دارند . بعد از چندگاه ، بهزاد بيك تصدى فومن را به خواجه عبد الوهاب رشتى كه در سلك ملازمان او منسلك بود ، رجوع نموده ، به رشت مراجعت نمود . چون ميرزاى عالميان ، وزارت لاهجان را به ميرزا مسعود و استيفا را به محمد مؤمن نوسنده « 1 » رجوع نموده ، خود را به دار السلطنهء قزوين رفته ، به وزارت آنجا اشتغال داشتند . بعد از مدتى ، مردم لاهجان ، از وزير و مستوفى ، بنا بر ظلم و تعدى و زيادتى ، آزرده گشته ، سادات و موالى و اهالى و مشايخ و مشهوران لاهجان به رشت آمدند . و چون آوازهء عدالت و حسن سلوك و رعيتپرورى بهزاد بيك ، در تمام گيلانات اشتهار يافته بود ، اكابر لاهجان ، به الحاح و التماس بسيار ، بهزاد بيك را از رشت سوار كرده ، به غوغاى تمام و ازدحام ما لا كلام و استقبال خواص و عوام ، به لاهجان برده ، به دار الاماره فرود آوردند . و قبايح اعمال وزير و مستوفى را محضر كرده ، خواهش مردم لاهجان به حركت ايشان به جانب بيهپس و عزيمت بهزاد بيك به لاهجان را به ميرزاى عالميان عرض نمودند . و ميرزاى عالميان را عزيمت بهزاد بيك به لاهجان ، به حسب ظاهر مرضى و مستحسن افتاده ، حكمى به اسم بهزاد بيك در قلم آورد و وزارت مملكت بيهپيش را به دستور ولايت بيهپس ، به مشاراليه شفقت فرموده ، كتابات صداقت آيات ، به ارباب و اعيان و مشايخ و مشاهير لاهجان قلمى نمود . و وزير و مستوفى سابق را به علت بد سلوكى و اعمال و افعال ناصواب بازخواست بليغ و مصادره و مؤاخذهء عظيم فرمود .
--> ( 1 ) - در نسخهء د : ريسنده . ظاهرا : نويسنده .